ساعت 04:05 صبح بود.عمیقا خواب بودم که حس کردم یه نفر داره با صدای مبهم از فاصله دور اسممو صدا می زنه.چشمامو باز کردم،یه عالمه تاریکی و سکوت جلوی چشمام بود.گوشیمو برداشتم،صفحه موبایلو نگاه کردم.یه میسد کال داشتم و یه مسج که توش نوشته بود: » شب بخیر ناز :* «
و نگاه ِ خیره من به نور ِ سفید ِ موبایل و خنده ای از سر ِ ذوق…
15/10/87
تلپاتیش چقد قوی بوده :دی